
حرف و حدیث درباره پیدا شدن عصای حضرت موسی(ع) زیاد است. عصایی که از نشانهها خداوند برای اثبات پیغمبری آن حضرت بود،تبدیل به مار شد و دریا را برای عبور موسی(ع)و پیروانش دو نیمه کرد. در گوشه و کنار جهان هر چند وقت یکبار خبرهایی درباره این عصا منتشر میشود که صحت هیچکدام از آنها مورد تائید نیست. تصویری که این روزها منتشر شده به نظر مربوط به موزه توپکاپی در استانبول است. موزه قصر «توپکاپی» در استانبول، مهم ترین موزه اسلام محسوب می شود که آثاری از دوره ابتدایی اسلام در عربستان را در خود جای داده است. یکی از اشیایی که در این موزه نگهداری میشود عصایی است که گفته میشود متعلق به حضرت موسی(ع) بوده است.با وجود این همه این مسئله را قبول ندارند. چند سال قبل گراهام فیلیپس،در کتابی به نام «میراث موسی» اعلام کرده که عصایی که در موزه بیرمنگهام نگهداری میشود همان عصای حضرت موسی(ع) است.
واژه «دابه»، از نظر معنا، جنبنده ای است که قابل اطلاق بر انسان و غیر انسان است. امّا در این که «جنبنده زمینى» در آیه شریفه چه موجودی است و برنامه و رسالت او چگونه است؟ قرآن به صورت سربسته بیان کرده و مى گوید: موجود متحرّک و جنبنده اى است که خدا او را از زمین در آستانه رستاخیز، ظاهر مى سازد. او با مردم سخن مى گوید و سخنش این است که مردم به آیات خدا ایمان نمى آورند. بدیهى است با آن شرایط که در آن زمان رخ خواهد داد و کلامی که «دابّه الارض» می گوید، منکران به خود مى آیند و از گذشته تاریک خویش پشیمان مى شوند، ولى چه سود که راه بازگشت بسته است.
جمعى دیگر به پیروى از روایات متعدّد دیگری که در این زمینه وارد شده او را یک انسان مى دانند، یک انسان فوق العاده، یک انسان متحرّک و جنبنده و فعال که در آخر الزمان ظاهر مى شود
گفتنی است احادیث دیگری نیز در این زمینه وجود دارد که مى توان از «دابه الارض» مفهوم کلى ترى را استفاده کرد که بر هر یک از پیشوایان بزرگ که در آخر زمان قیام و حرکت فوق العاده مى کنند و حق و باطل و مؤمن و کافر را از هم مشخص مى سازند، منطبق شود
” او به قدرى نیرومند است که هیچکس به او نمىرسد و کسى از دست او نمىتواند فرار کند، در پیشانى مؤمن علامت مىگذارد و مىنویسد مؤمن و در پیشانى کافر علامت میگذارد و مىنویسد کافر!
در یک جمع بندى به اینجا مىرسیم که از یک سو واژه” دابه” بیشتر در غیر انسانها به کار مىرود ( هر چند در قرآن کراراً در مفهوم اعم و یا در مورد انسانها استعمال شده) از سوى دیگر قرائن متعدد در خود آیه وجود دارد، و روایات فراوانى در تفسیر آیه وارد شده است که نشان مىدهد منظور از” دابه الارض” در اینجا انسانى است با ویژگیهایى که در بالا ذکر کردیم، انسانى است بسیار فعال، مشخص کننده خط حق و باطل، مؤمن و منافق و کافر، انسانى است که در آستانه رستاخیز ظاهر مىشود و خود یکى از آیات عظمت پروردگار است.
وَ إِذا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَیْهِمْ أَخْرَجْنا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الْأَرْضِ تُکَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ کانُوا بِآیاتِنا لا یُوقِنُونَ (نمل/82) هنگامى که فرمان عذاب آنها رسد (و در آستانه رستاخیز قرار گیرند) جنبندهاى را از زمین براى آنها خارج مىکنیم که با آنها تکلم میکند و میگوید: مردم به آیات ما ایمان نمى آورند.
در آیات مورد بحث به قسمتى از حوادثى که در آستانه رستاخیز صورت مىگیرد اشاره کرده و سرنوشت دردناک این منکران لجوج را مجسم مى سازد. مى فرماید: هنگامى که فرمان عذاب فرا مىرسد و آنها در آستانه رستاخیز قرار مى گیرند، جنبندهاى را از زمین، براى آنان خارج مىکنیم که با آنها سخن مىگوید، و سخنش این است که مردم به آیات خدا ایمان نمىآورند (وَ إِذا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَیْهِمْ أَخْرَجْنا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الْأَرْضِ تُکَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ کانُوا بِآیاتِنا لا یُوقِنُونَ). منظور از وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَیْهِمْ صدور (فرمان خدا و مجازاتى است که به آنها قول داده شده) یا (وقوع رستاخیز و حضور نشانههاى آن) است؛ نشانههایى که با مشاهده آن هر کس خاضع و تسلیم مىشود و یقین پیدا مىکند که وعدههاى الهى هم حق بوده و قیامت نزدیک است، و در آن حال درهاى توبه بسته مىشود، چرا که ایمان در چنین شرائطى جنبه اضطرارى خواهد داشت. البته این دو معنى از یکدیگر جدا نیست، زیرا نزدیک شدن قیامت با عذاب و مجازات گنهکاران همراه است. اما در اینکه این جنبنده زمینى چیست و کیست؟ و برنامه و رسالت او چگونه است؟ قرآن به صورت مجمل موضوع را بیان کرده است و همین اندازه مىگوید که جنبندهاى است که خدا او را از زمین در آستانه رستاخیز ظاهر مىسازد، او با مردم سخن مىگوید و سخنش این است که مردم به آیات خدا ایمان نمى آورند. به تعبیر دیگر کار او این است که صفوف را از هم جدا مى کند و منکران و منافقان را از مؤمنان مشخص مى سازد. بدیهى است منکران با دیدن این صحنه به خود مى آیند و از گذشته تاریک خویش پشیمان مىشوند ولى چه سود که راه بازگشت بسته است.
در آیات کریمه قرآن چیزى که بتواند این آیه را تفسیر کند و معلوم سازد که این جنبدهاى که خدا به زودى از زمین بیرون مىآورد چیست، و چه خصوصیاتى دارد، و با مردم چه چه مىگوید، و چگونه از زمین بیرون مىآید، وجود ندارد، بلکه سیاق آیه بهترین دلیل است بر اینکه مقصود قرآن مبهم گویى است و جمله مذکور از کلمات مرموز قرآن است
یک خصوصیت امر مبهم بودن ماهیت دابه اینست که بتوان گفت آزمایش الهی هست که در اموراتی انجام میشود و زمانیست که لجاجت به حد اعلی خود رسیده هست و با وجود آن در هر بر در آزمایش نشان اعتقاد و بی ایمانی یافت میشود و در هر بر آن موضوعاتی که دابه الارض یعنی موجودی افشاگر آن را بیان میکند وضعیت موجود بشریت در انواع و اقسام آزمایشات و انتظار هاست. زمانی که امورات امر محوله به دابه الارض انجام شد دابه الارض شناخته میشود این وادی بسته شدن توبه یا وادی حیرت گویند.و امورات به خداوند مستقیم در برابر آنچه باید انجام شود دستور کاملی قرار میگیرد دابه الارض پیچیده ترین و ناشناخته ترین هست و مبهم گویی سربسته قرآن بنا به حکمت آزمایش و ایمان و در عوض اینها مثلان خوبند یا در مقابل اینها بد.اما نقطه شگفت انگیز آن افشاگری دابه در امورات هست اموراتی که حیرت انگیز و رازهایی حیرت انگیز دارد.انطباق شخصیت دابه با اشخاص متفاوتی شده اما باز هم به علت مبهم بودن آن این حکمت و راز در زمان خود روشن و باعث حیرت زدگی انسانهای کره خاکی و بشریت میشود.
31 امّا چون پسر انسان در جلال خود با جمیع ملائکه مقدّس خویش آید، آنگاه بر کرسی جلال خود خواهد نشست،
32 و جمیع امّتها در حضور او جمع شوند و آنها را از همدیگر جدا میکند، به قسمی که شبان میشها را از بزها جدا میکند.
33 و میشها را بر دست راست و بزها را بر چپ خود قرار دهد.
34 آنگاه پادشاه به اصحاب طرف راست گوید، بیایید ای برکت یافتگان ازپدر من و ملکوتی را که از ابتدای عالم برای شما آماده شده است، به میراث گیرید.
35 زیرا چون گرسنه بودم مرا طعام دادید، تشنه بودم سیرآبم نمودید، غریب بودم مرا جا دادید،
36 عریان بودم مرا پوشانیدید، مریض بودم عیادتم کردید، در حبس بودم دیدن من آمدید.
37 آنگاه عادلان به پاسخ گویند، ای خداوند، کی گرسنهات دیدیم تا طعامت دهیم، یا تشنهات یافتیم تا سیرآبت نماییم،
38 یا کی تو را غریب یافتیم تا تو را جا دهیم یا عریان تا بپوشانیم،
39 و کی تو را مریض یا محبوس یافتیم تا عیادتت کنیم؟
40 پادشاه در جواب ایشان گوید، هرآینه به شما میگویم، آنچه به یکی از این برادران کوچکترین من کردید، به من کردهاید.
41 پس اصحاب طرف چپ را گوید، ای ملعونان، از من دور شوید در آتش جاودانی که برای ابلیس و فرشتگان او مهیّا شده است.
42 زیرا گرسنه بودم مرا خوراک ندادید، تشنه بودم مرا آب ندادید،
43 غریب بودم مرا جا ندادید، عریان بودم مرا نپوشانیدید، مریض و محبوس بودم عیادتم ننمودید.
44 پس ایشان نیز به پاسخ گویند، ای خداوند، کی تو را گرسنه یا تشنه یا غریب یا برهنه یا مریض یا محبوس دیده، خدمتت نکردیم؟
45 آنگاه در جواب ایشان گوید، هرآینه به شما میگویم، آنچه به یکی از این کوچکان نکردید، به من نکردهاید.
46 و ایشان در عذاب جاودانی خواهند رفت، امّا عادلان در حیات جاودانی.
آفتاب تاریک گردد و ماه نور خود را ندهد و ستارگان از آسمان فرو ریزند و قوّتهای افلاک متزلزل گردد.
30 آنگاه علامت پسر انسان در آسمان پدید گردد و در آن وقت، جمیع طوایف زمین سینهزنی کنند و پسر انسان را بینند که بر ابرهای آسمان، با قوّت و جلال عظیم میآید؛
31 و فرشتگان خود را با صور بلند آواز فرستاده، برگزیدگان او را از بادهای اربعه از کران تا بکران فلک فراهم خواهند آورد.
30 زیرا که در قیامت، نه نکاح میکنند و نه نکاح کرده میشوند، بلکه مثل ملائکه خدا در آسمان میباشند.
31 امّا دربارهٔ قیامت مردگان، آیا نخواندهاید کلامی را که خدا به شما گفته است
طبق اعتقاد یهودیت ، روح انسان بلافاصله پس از مرگ و تدفین در دادگاه ا-لهی بر اساس اعمالش مورد قضاوت واقع شده و بر اساس آن تعیین تکلیف می گردد. اگر فرد صالح باشد در جهان ارواح ( عولام هَنشاموت) که دنیایی است شبیه آخرت قرار می گیرد که از آرامش و نعماتی شبیه به جهان آخرت تا روز قیامت بهرهمند می گردد ولی اگر فرد خطا کار باشد تنبیه و جریمه او از همان هنگام شروع می گردد. که پس از پایان دوران کیفر و مجازات ، بر اساس اعمال نیکش از نعمات جهان ارواح بهره مند می گردد تا زمان احیای مردگان و رستاخیز. که در روز رستاخیز، بسیاری از افراد ( بجز گروه خاصی از خطاکاران) احیاء می گردنند که گروهی مستوجب مجازات جاودانه می گرددند ولی بقیه از جهان آخرت که شامل دو مرحله است برخوردار می گردند. مرحله اول زندگی مادی است شبیه به زندگی حضرت آدم و حوا قبل از خطا در باغ عدن و سپس بتدریج جسم انسان نیز تعالی یافته و جنبه روحانی و معنوی می یابد ( همانند جسم حضرت الیاس نبی که طبق اعتقاد یهود زنده و بدون نیاز به گذر از معبر مرگ به جهان آخرت رسیده است) و مرحله دوم جهان آخرت که کاملا معنوی و روحانی و بهره بردن و پیوستن به نور لایزال الهی است شروع می گردد.